ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )

1167

تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )

باره چندين تأليف وجود دارد مانند : الفاظ ابن سكيت و فصيح تأليف ثعلب [ 1 ] و جز اينها . و بعضى از آنها نسبت به ديگرى داراى لغات كمترى است و اين بسبب اختلاف نظر آنان در اين است كه براى حفظ طالبان علم چه اندازه مهمتر و لازمتر است . و خدا آفريدگار داناست [ 2 ] . فصل [ 3 ] [ و بايد دانست منظور از نقلى كه بدان لغت اثبات مىشود اين است كه از عرب نقل كنند ايشان الفاظى خاص را براى معانى خاصى به كار برده‌اند ، نه اينكه نقل كنند آنها لغات را وضع كرده‌اند ، زيرا چنين نقلى دشوار و دور از طريقهء لغوى است و هيچ كس اين وضع را نميشناسد . همچنين لغات را نميتوان بقياس كردن آنچه استعمال آن دانسته شده بر آنچه به كار بردن آن شناخته شده است اثبات كرد و مثلا باعتبار اينكه متفقا بر مسكر بودن كلمهء « خمر » كه آب انگور است حكم كرده‌اند ، لغات ديگرى را بر آن قياس كرد و هر مسكرى را خمر ناميد ، زيرا معتبر شمردن مشابهت اشياء در باب قياس تنها از راه شرع است كه از اصل قياس ما را به صحت آن دلالت مىكند و ما در لغت چنين قياسى نداريم مگر به حكم عقل و آن هم تحكم و قياس بىدليلى است و جمهور ائمه بر اين نظراند . و هر چند قاضى « باقلانى » و ابن سريج و ديگران بقياس گرائيده‌اند ليكن نظر آنان كه آن را نفى كرده‌اند ارجح است . و نبايد توهم

--> [ 1 - ) ] در چاپ پاريس تأليف ثعالبى و در چاپهاى مصر و بيروت ثعلب است و صحيح هم ضبط اخير است زيرا در تأليفات ثعالبى نام چنين كتابى نيست ، بلكه ابن النديم در الفهرست كتاب الفصيح را به ثعلب نسبت داده است و گويند : الفصيح تصنيف ابن داود الرقى است و ثعلب آن را به خود نسبت داده است . در هر حال كتاب مزبور را كسى به ثعالبى نسبت نداده است . [ 2 - ) ] وَ هُوَ الْخَلّاقُ الْعَلِيمُ 36 : 81 . س : 36 ( يس ) آ . 81 در چاپهاى مصر و بيروت پس از آيه چنين است . پروردگارى جز او نيست [ 3 - ) ] اين فصل در چاپهاى مصر و بيروت و نسخهء خطى « ينى جامع » نيست . و دسلان مينويسد : در نسخه‌هاى خطى C و D تيز وجود ندارد ، انشاى آن نيز چندان روشن نيست و محققا متن در بعضى از موارد نادرست است .